7 - العجز يطمع الأعداء 1079 .
8 - ثمرة العجز فوت الطّلب 4597 .
9 - العجز اشتغالك بالمضمون لك عن المفروض عليك و ترك القناعة بما أوتيت 1490 .
العاجز
1 - أعجز النّاس آمنهم لوقوع الحوادث ، و هجوم الأجل 3339 .
2 - ربّما أدرك العاجز حاجته 5375 .
العجيزة
1 - العجيزة أحد الوجهين 1619 . 7 - ناتوانى دشمنان را به طمع مى اندازد ( بنا بر اين بايد در مقابل دشمن خود را بهر طريق شده قوى نشان داد تا دشمن مأيوس گردد .
8 - ميوه ناتوانى ( و كاهلى نه عجز واقعى ) از دست رفتن مطلب است .
9 - بيچارگى و ناتوانى اشتغال تست به آنچه برايت ضمانت شده ( روزى ) از آنچه بر تو واجب گشته ( واجبات ) و ترك قناعت به آنچه داده شدهاى .
ناتوان 1 - ناتوانترين مردم تصديق كنندهترين و يا ايمن ترين آنهاست از براى واقع شدن حوادث و ناگهان رسيدن مرگ .
2 - بسا ناتوان بحاجت خود رسد ( چنان كه گاهى توانا به حاجت نرسد پس نبايد مأيوس يا مغرور شد ) .
كپل 1 - سرين يكى از دو روى است .