العاقل
1 - العاقل من عقل لسانه 1591 .
2 - العاقل من تغمّد الذّنوب بالغفران 1697 .
3 - العاقل من هجر شهوته ، و باع دنياه بآخرته 1727 .
4 - العاقل لا يتكلّم إلّا بحاجته أو حجتّه 1732 .
5 - العاقل من تورّع عن الذّنوب ، و تنزهّ من العيوب 1737 .
6 - العاقل من عقل لسانه إلّا عن ذكر اللّه 1741 .
7 - العاقل من عصى هواه في طاعة ربهّ 1747 . أعجز و غائبه أعوز و اتّقوا نارا إلخ » كه از اين عبارت بدست مى آيد مطلب مربوط به قيامت است نه توحيد و شناخت خدا ) .
خردمند 1 - خردمند كسى است كه از زبانش را بسته دارد .
2 - خردمند كسى است كه گناهان را به آمرزش بپوشاند .
3 - خردمند كسى است كه از خواهش خود دورى گزيند و دنيايش را به آخرت خود بفروشد .
4 - خردمند سخن نمى گويد مگر به آنچه نياز داشته يا دليل براى اثبات حق خود داشته باشد .
5 - خردمند كسى است كه از گناهان بپرهيزد ، و از عيبها پاك باشد .
6 - عاقل كسى است زبانش جز از ياد خدا بسته باشد .
7 - خردمند كسى است خواهش خود را در بندگى پروردگارش نافرمانى كند .