62 - ما أصدق المرء على نفسه ، و أيّ شاهد عليه كفعله ، و لا يعرف الرّجل إلّا بعلمه ، كما لا يعرف الغريب من الشّجر إلّا عند حضور الثّمر ، فتدلّ الأثمار على أصولها ، و يعرف لكلّ ذي فضل فضله كذلك يشرف الكريم بآدابه ، و يفتضح اللّئيم برذائله 9694 .
63 - لا تصدق من يقابل صدقك بتكذيبه 10174 .
64 - لا ترجمان أوضح من الصّدق 10628 .
65 - لا مخبر أفضل من الصّدق 10641 .
66 - لا سبيل أنجى من الصّدق 10666 . 62 - چه راستگوست مرد بر نفس خود ( زيرا كه رشوه در آن راه ندارد آنچه هست مى گويد ) و كدام گواه بر او مانند عمل و كار اوست و مرد شناخته نخواهد شد مگر به علمش ، چنان كه درخت غريب ( كه تازه نشاندهاند و از شهرى يا مملكتى تازه وارد كردهاند ) شناخته نشود مگر در وقت حاضر شدن ميوهاش ، پس ميوهها راهنماى اصلهاى آنهاست ، و ( چنان كه ) براى هر صاحب فضيلتى افزونى آن معلوم مىشود همچنين كريم به آداب و يا به اداء سخن و گفتار خود بلند مرتبه گشته ، و لئيم به صفات نكوهيده خود رسوا خواهد گرديد ( به نظر مى رسد در عبارت نقصى باشد و صحيح چنين باشد : « فكما يعرف ذو فضل بفضله فكذلك يشرف ، إلخ » يا آنكه ( كذلك ) جواب ( كذا ) در جملهء فوق است اما ظاهر اين است كه آنجا براى عالم آن جمله گفته شده است ) 63 - به كسى كه راستى تو را به تكذيب خود برابر مى اندازد راست مگو ( زيرا كه آن دروغ مى پندارد ) .
64 - نيست تيلماج و مترجمى واضح تر از راستى .
65 - خبر داده شدهاى افزونتر از راستى نيست .
66 - راهى رستگار كنندهتر از راستى نيست .
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 777
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص٧٧٧