6 - من أساء اجتلب سوء الجزاء 8363 .
7 - من عامل النّاس بالإساءة كافؤوه بها 8653 .
8 - من جرى في ميدان إساءته كبا في جريه 8720 .
9 - لا تسئ إلى من أحسن إليك ، فمن أساء إلى من أحسن إليه منع الإحسان 10401 .
10 - من أساء إلى أهله لم يتّصل به تأميل 8134 .
التسويف
1 - كم من مسوّف بالعمل حتّى هجم عليه الأجل 6954 .
2 - مسوّف نفسه بالتّوبة من هجوم الأجل على أعظم الخطر 9876 . است .
6 - هر كه بد كند بدى پاداش را جلب كند .
7 - هر كه با مردم به بدى معامله كند مردم او را به آن تلافى كنند .
8 - هر كه در ميدان بدى خويش روان شود در اقدامش به بد كردارى برو در افتد .
9 - بسوى كسى كه به تو احسان كرده بدى مكن ، زيرا هر كه به كسى كه به او احسان كند بدى نمايد از احسان منع شود .
10 - هر كه به اهل خود بدى نمايد به او اميدى پيوسته نشود . ( يعنى از او اميد احسانى نسبت به ديگران نمى باشد ) .
عقب انداختن كار 1 - بسا تأخير اندازندهء عمل تا آنكه ناگهان بر او اجل وارد شود .
2 - تأخير اندازهء نفس خود به توبه از جهت ناگاه رسيدن اجل بر بزرگترين خطر است ( بنا بر اين بر گنهكار لازم است هر چه زودتر اقدام به توبه كند ) .