106 - الرّكون إلى الدّنيا مع ما يعاين من سوء تقلّبها جهل 2037 .
107 - كلّ فان يسير 6838 .
108 - لا ترفع من رفعته الدّنيا 10229 .
109 - يا أهل الغرور ما ألهجكم بدار ، خيرها زهيد ، و شرّها عتيد ، و نعيمها مسلوب ، و مسالمها محروب ، و مالكها مملوك ، و تراثها متروك 11003 .
110 - يا دنيا يا دنيا إليك عنّي ، أ بي تعرّضت أم إليّ تشوّقت ، لا حان 106 - ميل و يا اعتماد به دنيا با آنچه از بدى گردش آن مشاهده مىشود جهل و نادانى است .
107 - هر فانى شوندهاى اندك است ( بنا بر اين نعمت اخروى بزرگ خواهد بود ) .
108 - بلند مگردان كسى را كه دنيا او را بلند كرده است .
109 - آى اهل غرور ( كه فريب دنيا را خوردهايد ) چه چيز شما را حريص كرده به سرايى كه خير آن كم ، و شر آن آماده ، و نعمت آن گرفته شده ، و آشتى كننده آن شكست خورده ( كه او را برهنه كرده و بيچاره سازند ) و مالك آن مملوك ( و بنده هوا گشته ) و ميراث آن براى ديگر واگذاشته شده است .
110 - ( اين فرازها در حكمت 74 نهج البلاغه از ضرار بن ضمره الضبابى نقل شده هنگامى كه بر معاويه داخل شد و او از امير المؤمنين - عليه السلام - پرسيد گفت : گواهى مى دهم همانا او را در بعض جاهائى كه عبادت مى كرد ديدم وقتى كه شب پردههاى تاريكى گسترده و آن حضرت در محراب عبادت ايستاده ريش خود را در دست گرفته مى پيچيد مانند پيچيدن مار گزيده و گريه مى كرد مانند گريه كردن اندوه رسيده و در باره دنيا مى فرمود : ) آى دنيا آى دنيا از من دور شو ، آيا متعرض من شدى ( خود را به من عرضه مى دارى ) به سوى من مشتاق شده ( خواهان منى ) وقت تو نزديك
هداية العلم وغرر الحكم ( گفتار امير المؤمنين على ( ع ) ) ( همراه با ترجمه فارسى هداية العلم و غرر الحكم ) ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: عبد الواحد الآمدى التميمي
ص٤٨٧