الحكومة و الولاية
1 - الطّاعة جنّة الرعيّة ، و العدل جنّة الدّول 1873 .
2 - الذّلّ بعد العزل يوازي عزّ الولاية 2113 .
3 - استكانة الرّجل فى العزل ، به قدر شرهّ في الولاية 1898 .
4 - اعدل فيما ولّيت ، اشكر للهّ فيما أوليت 2265 .
5 - احرس منزلتك عند سلطانك ، و احذر أن يحطّك عنها التّهاون عن حفظ ما رقاك إليه 2396 .
6 - أقم النّاس على سنّتهم و دينهم ، و ليأمنك برئهم ، و ليخفك مريبهم ، و تعاهد ثغورهم و أطرافهم 2419 . حكومت 1 - فرمانبردارى سپر رعيت ، و عدل سپر دولتهاست .
2 - ذلّت و خوارى بعد از عزل با عزّت حكومت برابرى مىكند ( پس نبايد براى تحصيل آن كوشيد چون چنين خوارى را پشت سر دارد ) .
3 - خوارى مرد در بر كنارى و عزل به اندازه بدى آنست در حكومت .
4 - در آنچه والى شدى عدالت نما ، و در آنچه بخشيده شدهاى شكر خدا كن . ( در بعض نسخهها چنين است : « أشكر على ما أوليت » ) .
5 - منزلت و مرتبهاى كه در نزد فرمانده خوددارى حفظ نما ، و دورى كن از اين كه تو را از آن منزلت فرود آورد سستى و سهل انگارى از نگهدارى آنچه تو را بلند مرتبه كرده به سوى آن .
6 - مردم را بر سنّت و طريقه و دينشان بر پاى دار ، و بايد كه بى گناهشان از تو ايمن بوده ، و كسى كه گمان گناهى به او باشد از تو بترسد ، و به سر حدّها و اطراف بلادشان رسيدگى كن .