المتأني
1 - المتأنّي حريّ بالإصابة 791 .
2 - المتأنّي مصيب و إن هلك 1229 .
3 - أصاب متأنّ أو كاد 1290 .
التأيد
1 - التّأيّد حزم 155 . درنگ كننده 1 - درنگ كننده ( و كسى كه جوانب كار را ملاحظه مىكند ) به رسيدن مقصود سزاوار است .
2 - تأنّى كننده به هدف رسيده يا درستكار است هر چند هلاك شود ( چون در كار خود انديشه نموده و بى فكر قدم بر نداشته است ) .
3 - درنگ كننده درست رفته و يا نزديك است كه نائل شود .
پشتوانه 1 - خود را قوى نمودن و به عجز راضى نشدن دور انديشى است .