ديگران منتشر مىسازند ، سنجهاى حسينى داشته باشيم . از اين رو اگر فرهنگى ، فرهنگ جان فشانى و چالش باشد ، مشكلى وجود ندارد ولى اگر غير از آن باشد ، بايد اين فرهنگ و منادى آن را نفى نماييم تا نقش راهزنان و دزدانى كه راه خدا را مسدود كردهاند ، كمرنگ نماييم .
همان كسانى كه پرچم سيّدالشهدا را ربوده و با نام آن با امام حسين عليه السلام پيكار مىكنند ؛ افرادى كه بذر شك و وسواس را در نفسها مىكارند و بزدلى ، ترس و ترديد را در جان محرومين القا مىكنند و ايشان را به سكوت و فريب امر مىنمايند ، و با مجاهدين وفعّالان پيكار مىكنند ؛ و دين را براى مصالح خويش مىخواهند و هرگز منافع خود را در راه دين و دگرگون ساختن اين واقعيّت ناگوار فدا نمىسازند . از اين رو مىبينى كه مجاهدان راه حسينى را آماج تهمتهاى پوچ و بىارزش خود قرار مىدهند ، و در كمين مىنشينند تا نقاط ضعف ايشان را بيابند . اينان فراموش كردهاند كه عزلت گزينى ، سستى و شانه خالى كردن از زير بار مسؤوليتها گناهى است نابخشودنى ؛ لذا بىپروا آن را انجام مىدهند . اينان به راستى سالكان راه شريح قاضى - كه لعنت خدا بر او باد ! - هستند .
2 - بياييم نسل نوپا را با روحيه پايدارى و استوارى ، دهش و جانفشانى ، وحدت و جهاد . . . يا بهتر بگوييم روحيّهء حسينى كه از گوشه گوشه حماسهء كربلا برمىخيزد ، تربيت كنيم و از دلاورى و حكمت سيرابشان نماييم ؛ شكيبايى و پايدارى را به ايشان تلقين كنيم ؛ بذر بلند پروازى و همّت را در دلهايشان بكاريم و به آنها بگوييم كه در برخى از سرزمينهاى اسلامى ، حزب سياه اموى هنوز فرزندان
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 89
مساهمون: شوشترى زاده
ص٨٩