مىيابد كه لحظاتى را هر چند اندك به آن جهان بيانديشد تا دوباره مسير زندگيش را دراين دنيا ، پيش از كوچ كردن به جهان آخرت ، جهان غيب و زندگانى ابدى باز يابد .
4 - هر فردى - به هنگام ادّعا نمودن - گمان مىكند كه خود بهترين عمل كننده به وظايف است ؛ ولى هنگاميكه با حماسهء عاشورا آشنا مىشود و به خويشتن باز مىگردد مىبيند كه چه اندك تلاش و مجاهدت نموده است . پس در نزد خويش آنچنان كوچك مىشود كه احساس پشيمانى مىنمايد . به همين خاطر عزم خود را بر مجاهدت و كوشش بيشتر ، دو چندان مىكند و تصميمش براى ايثارگرى و فداكارى فزونى مىيابد .
5 - اين انگيزهها و خواستههاى انسان هستند كه او را به جلو مىرانند . پس هركه بىهدف زندگى مىكند ، چون درخت كرمزدهاى است كه از درون تهى مىگردد .
بنابراين بياييم و در ركاب عاشورا برخواسته و اراده خود بيافزاييم ، تا نه تنها با ناتوانى نفسمان در برابر شهوات مبارزه كنيم بلكه ، بتوانيم ضعف امّت خويش را در برابر مشكلات حادّ آن ، از ميان برداريم .
در حماسهء عاشورا مىبينيم كه آن جوانمرد هاشمى ، حضرت قاسم بن الحسن عليه السلام چگونه با آغوش باز به استقبال مرگ مىرود و آن را چون عسل شيرينى ، در راه پيروزى عمو و امام بزرگوارش مىبيند .
همچنين آن دلاور مرد علوى ، حضرت على اكبر را مىبينيم كه چگونه سوار بر مركب شهادت به سوى دشمن يورش مىبرد و بدن
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 51
مساهمون: شوشترى زاده
ص٥١