هنگامى مصداق ايمان تجلّى مىيابد كه حق از مصلحت ، هدايت از هوى و هوس ، رسالت از سياست و پيكار در راه خدا از آسايش و رفاه ، فاصله مىگيرد .
بنابراين ، پس از شهادت امام حسين عليه السلام هيچكس نمىتواند از نبرد با طاغوت سرباززند و آن را با اين بهانهها كه آوازهاش به خطر مىافتد ، يا طاغوت زندگى او و خانواده و يا دوستانش را تهديد مىكند و يا اينكه ممكن است با چنين فداكارى به پيروزى نرسد ، توجيه نمايد ؛ زيرا امام حسين عليه السلام با قيام خويش جاى هيچگونه بهانهاى را باقى نگذاشته است .
در همان زمانى كه مردم كوفه از پيرامون سفير امام حسين عليه السلام ، مسلم بن عقيل پراكنده شدند ، بهانهاى چون اين بهانهها آوردند .
اينان به نمونههاى زشتى تبديل شدند و هركه مىخواهد از آنان پيروى كند ، پيروى نمايد ؛ امّا بداند كه سرانجامش در دنيا و آخرت بهتر از سرانجام آنها نخواهد بود . زيرا در دنيا دچار نفرين و لعنت و در آخرت گرفتار بدترين مجازاتها مىگردد .
اينك هركه مىخواهد خود را فريب دهد ، يا خود را ببازد ، يا با طاغوت صلح نمايد و يا در برابر آن تسليم گردد ، پس همان كند ؛ امّا بداند كه خداوند در كمين ستمگران است ؛ و بداند كه خداوند كسانى را كه به هر بهانهاى امر به معروف و نهى از منكر را كنار گذاشتهاند ، از چيرگى ظالمين و فتنهاى كه تنها به ستمكاران ايشان نمىرسد - بلكه همه را فراخواهد گرفت ، چرا كه ديگران سكوت اختيار كردند - آگاه ساخته است . چنان كه خداوند متعال مىفرمايد :
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 47
مساهمون: شوشترى زاده
ص٤٧