قرار مىدهد .
او چكيده فضيلتها ، تطبيق زندهاى براى قرآن و بلكه قرآن ناطق بود . پس يارى دادن به او لازم نيست كه در روزگار و دوران او باشد ، بلكه بدين معناست كه مبانى ، آرمانها و ارزشهايى را كه به خاطر آنها قيام نمود ، يارى نماييم ؛ بنابراين اگر ما نمىتوانيم شخص ابا عبداللَّه ، فرزندان و يارانش را يارى رسانيم ، ناگزير بايد آن مبانى را كه به خاطرش قيام نمود و در راه آنها جانفشانى كرد ، يارى كنيم . از اين رو مىبينيم مؤمنينى كه در مقابل ضريح مبارك مىايستند اين نداى قدسى جاويد را ترنّم مىنمايند : « لبّيك يا ابا عبداللَّه » منظور آنها اين است كه اگرچه در روز عاشورا نتوانستند در كنارش باشند و به او يارى فيزيكى رسانند ، امّا امروز خواهند توانست مبانى ، ارزشها و رسالتى كه ابا عبداللَّه به خاطر آنها فداكارى نمود و در راهشان عزيزترين فرزندان و يارانش را قربانى ساخت ، يارى نمايند .
از اين رو ، مىبينيم كه مؤمنين اين ندا را نيز تكرار مىكنند :
« فَيا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ مَعَكُمْ » « 1 »
. « كاش من هم با شما بودم ، و همانند شما رستگار مىشدم . »
زيرا اين آرزو و درخواست ، نشانهاى است از آن اخلاصى كه آن را بر دوش داريم ، و آن روحيهء ايمانى كه مىخواهيم خويشتن را بدان آراسته سازيم و همچنين آن مبنايى كه خط و راه خود قرار دادهايم .
هامش
( 1 ) - مفاتيح الجنان ، زيارت امام حسين عليه السلام .