ديگرى نمىتوانند جايزين آنها شوند ؛ چه در سطح خصوصى باشند يا عمومى .
پس امّتى كه مىتواند از خويشتن دفاع نمايد و از شرف ، بزرگوارى ، حماسه و نيروى پايدارى در برابر خطرها بر خوردار باشد ، هميشه امّتى سرافراز باقى خواهد ماند . امّا امّتى كه كمبود دستگاه دفاعى داشته يا در فرهنگش جايى براى معناى شرف ، حماسه و رغبت در رويارويى وجود نداشته باشد ، خواهيم ديد كه چه شتابان ، بر اثر آزمندى دولتهاى ديگر به سوى فروپاشى و نابودى پيش خواهد رفت . دراين زمينه ابن خلدون مىگويد : ( اساس دولتها برپايه تعصّب پايدار است ) مقصود او از تعصّب يعنى غيرت ، شرف و آمادگى هميشگى براى ايستادگى در برابر دشمنان و خطرها تا مرگ مىباشد .
از اين رو امّتى كه اين ارزشها را دارا باشد و فرزندانش بدانند كه زندگى بدون اين ارزشها ، انسان را خوار و ذليل مىگرداند ، هميشه پا برجا خواهد ماند و هرگز فرو نمىپاشد . اميرالمؤمنين عليه السلام در زمينه اين ارزش والاى انسانى به يارانش مىفرمايد :
فَالمَوْتُ فِي حَيَاتِكُمْ مَقْهُورِينَ ، وَالْحَيَاةُ في مَوْتِكُمْ قَاهِرِينَ . « 1 »
« مرگ آن است كه در حال ستم پذيرى زندگى كنيد ، و حيات و زندگى آن است كه با سرافرازى مرگ را در آغوش بگيريد . »
يعنى حقيقت زندگانى انسان جز با پيروز بودن او به وقوع نخواهد پيوست . پس انسانى كه در برابر ستم سرفرود مىآورد ، مرگ بر
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء شمارهء 51 .