پس چرا سستى مىكنيم ؟ مىدانيم كه جهانى شدن ، اوج دگرگونى تكنيك در جهان مىباشد . از اين رو افقهايى را به سوى آينده و نيز درهايى از تهاجم ويرانگر كه دراين موارد نهفته است بر ما مىگشايد :
الف - تهاجم اقتصادى در چهارچوب « گات » مىتواند آنچه را كه در طول نيم قرن از صنعت ملّى نارس بنا ساختهايم ، درهم شكند تا دوباره به بازارى براى كالاهاى بيگانه ارزانتر و با كيفيّتى بهتر تبديل گرديم .
ب - تهاجم تبليغاتى كه سرزمين ما را به شبكهء ارتباطات بينالمللى پيوند مىدهد و در ازاى آن ، سرزمين ما را زير سلطهء ابرقدرتهاى علمى و تبليغاتى قرار مىدهد .
ج - تهاجم فرهنگى كه نابود ساختن ساختار فرهنگى و اجتماعى ما را هدف خود قرار داده تا امّت با عزّت ما را به غبارى پراكنده دگرگون سازد و سپس آن را براساس هواهاى نفسانى و گمراهيهاى خودشان شكل دهند .
از اين رو با نهضتى كوبنده مىتوانيم مانع اين تهاجمهاى ويرانگر گرديم ونيروى ايننهضتدر عاشوراىحسينى نهفتهاست . پس بياييم با تمام وجود خويش و بدون هيچ ترديد و سستى از آن بهره بجوييم .
غرب و ملّتهاى مستضعفى كه از آن پيروى مىكنند تنها تكنيك را به دست گرفتهاند و با استفاده از آن بر حكومت جهانى سوار گشتهاند . امّا اينان در ارزشها واقعاً نيازمند هستند . زيرا با دستهاى خويش آنچه را كه از پدران و ارزشهاى نمونه به ارث بردهاند ، نابود ساختند ؛ در حالى كه خود بسيار نيازمند آن ارزشها مىباشند ؛ چرا كه
امام حسين (ع) تجلى حقيقت (فارسى) — صفحة 102
مساهمون: شوشترى زاده
ص١٠٢