را در زمين قرار داد و سپس انسانها را آفريد . انسانهايى را كه پيش از اين ، در عالم ذرّ آفريده بود . سپس صد و بيست و چهار هزار پيامبر را فرستاد و ايشان را به واسطهء اسباط و اوصياء و امامان يارى رساند تا جانشينان و امامانى باشند تا به اذن خداوند از ايشان اطاعت شود .
دراين زمينه آيهاى وجود دارد كه آشكارتر از آن را در بيان اين مطلب نمىيابيم . خداوند مىفرمايد : ( وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ) « 1 » « ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى اينكه به فرمان خدا ، از وى اطاعت شود . »
بنابراين خداوند هيچ فرستاده يا پيامبرى را مبعوث نگردانيد مگر اينكه آن پيامبر حامل يك طرح سياسى براى جامعهء انسانى باشد . پس مردم دراين ميان مختار هستند كه آيا از رهبرى برگزيده شده براى ايشان پيروى نمايند و به آن اقتدا ورزند يا خير . زيرا خداوند دليل رسا و قاطع را بر كسانى كه از ايمان به اين حقيقت روشن روى برگردانده بودند ، فروفرستاد .
خداوند متعال رسالتهاى پيامبران را با رسالت پيامبر ما خاتمالانبياء ، محمّد مصطفى ختم نمود . همانگونه كه وظيفه اوصياء و ائمّهء را با وجود امام زمان ، مهدى موعود ( عج ) ختم نمود . امامى كه او را براى مردم چون خورشيدى در نيمروز قرار داد ، اگرچه نور اين خورشيد با ابرهاى تيره پوشيده شده است ، ولى به معناى نبودن خورشيد نمىباشد . زيرا او به وظيفهء خود ادامه خواهد داد و اشعههاى
هامش
( 1 ) - سورهء نساء ، آيهء 64 .