تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
[ فرمودهء امام در اين وصيت كه از خرما بنان ، « وديّه » را نفروشند ، « وديّه » خرما بن است ، جمع آن ودىّ ، و فرمودهء او « حتّى تشكل أرضها غراسا . » از فصيحترين سخنان است و مقصود آن است كه خرما بن در زمين بسيار شود تا كسى كه زمين را از اين پيش ديده ، آن را نشناسد و شناخت آن بر وى دشوار گردد ، و پندارد كه زمين ديگر است . ] « 25 »
و از سفارش آن حضرت است [ آن را براى كسى مىنوشت كه بر گرفتن زكاتش مىگماشت . در اينجا جمله‌هايى را مىآوريم تا بدانند او ستون حق را بر پا داشت و در كارهاى خرد و بزرگ ، باريك و سترگ ، نشانه‌هاى عدالت را براى مردمان به جاى گذاشت . ] برو با ترس از خدا ، كه يگانه است و بى همتا ، مسلمانى را مترسان ! و اگر او را خوش نيايد ، بر سر وى مران ! و بيش از حقّ خدا از مال او مستان ! چون به قبيله رسى ، بر سر آب آنان فرود آى و به خانه‌هاشان در مياى ! پس آهسته و آرام سوى ايشان رو تا به ميان آنان رسى و سلامشان كن و در درود گفتن كوتاهى مكن ! سپس بگو : بندگان خدا ، مرا ولىّ خدا و خليفهء او سوى شما فرستاد تا حقى را كه خدا در مالهاتان نهاد از شما بگيرم ، آيا خدا را در مالهاى شما حقّى است تا آن را ادا سازيد و به ولى او بپردازيد ؟ اگر كسى گفت : نه ! متعرّض او مشو ، و اگر كسى گفت : آرى ! با او برو ، بى آنكه او را بترسانى يا بيمش دهى ، يا بر او سخت گيرى يا كار را بر او سخت گردانى ! آنچه از زر يا سيم به تو دهد ، بگير ، و اگر او را گاو و گوسفند و شترهاست ، بى رخصت او ميان آن در مشو كه بيشتر آن رمه ، او راست ، و چون به رمه رسيدى