غلط ، و خطاء آنان مسلم است ؛ زيرا كه سوء عاقبت آن و حدوث اختلاف ميان مسلمانان بسبب آن از مسلمات و بديهيات است ، و اتفاق اهل بيت بر غلط بودن و ضرر داشتن اين بيعت و تعيين خليفه واضح و روشن است .
و اگر دليلى بر خطاى آنان نبود مگر اينكه بر بزرگان آل ابى طالب ، و آل عباس ، و بنى هاشم ، و اعيان مهاجرين ، و زهاد از مردم سبقت گرفتند ، و مردى را مقدم داشتند و با او بيعت كردند بدون اينكه با ايشان مشورت نمايند ، يا از ايشان تقاضاى حضور نمايند ، يا به آنها اطلاع دهند ، هر آينه براى خطاى آنان كافى بود و احتياج بدليل ديگرى نداشت .
و از عجايب اين اجتماع اينكه چون ابو بكر بكلام خود :
« الائمة من قريش »
بر انصار غالب آمد ، كلام او براى تمام قريش در امر امامت حجت شد ، و قول ابو بكر دليل معتبر گرديد ، اما در سقيفه بقريش رجوع نكردند ، و با آنان در امر امامت مشورت ننمودند ، و با اقرار و شهادت باينكه امامت حق قريش است بر آنان تقدم جستند بدون اينكه با آنان كوچكترين مشورتى بنمايند ! !
فصل شصت و پنجم
و اى فرزندم محمد ، اجتماع حسودان و دشمنان بر خلاف صلاح و سداد امر عجيب و غريبى نيست ، بلكه امريست كه عادت بر آن جارى است ، چنانچه ابليس ملعون بآدم عليه السلام حسد ورزيد ، و قابيل بهابيل حسد برد ، و حسد اهل دنيا بر اهل آخرت ، و تنفر آنان از انبياء و ناصحين خود ، و رضاى آنان بمهلكات امريست معلوم و روشن ، و حوالهء بر گذشتگان لازم نيست ؛ زيرا كه اگر باهل زمان خود بنگرى و بديده عبرت به آنان نظر نمائى خواهى ديد كه حسد و عداوت ميان آنان به قدريست كه چشم حسودان را كور كرده ، و بدشمنى سلطان روز حساب ، و فوات دار ثواب راضى شدهاند .
فصل شصت و ششم
و اى فرزندم محمد ، كورى كسانى كه از نص بر ولايت و امامت جدت على بن ابى طالب عليه السلام كور شدهاند امر بعيد و غريبى نيست ، چنانچه بسيارى از مردم از نص خداوند جل جلاله بر وجود ذات مقدس الهيهء خود ، بوجود آثار و دلالات و آيات