است ، مرا بامورى مدح و ثنا و تعريف نموده كه من خود را لايق آن ندانم ؛ زيرا كه ثنا و تعريف باجتهاد لايق به حال من نيست ، بلكه ثناى حقيقى سزاوار خداونديست كه مالك دنيا و آخرت من است ، و هدايتكننده بصادرات و واردات ، و الهامكننده به حق و صواب است .
پس از آن جزء دويم ( نهايه ) را نيز خواندم ، و از كتاب ( مبسوط ) ( 1 ) نيز خواندم تا اينكه از خواندن و تعلم و تلمذ به كلى بىنياز شدم ، و بعد از آن كتابهائى بدون شرح بلكه به منظور روايت كه خود امريست مرضى و مرغوب خواندم ، و از اساتيد و مشايخ آنچه كه ذكر تفصيل آن طولانى است سماع نمودم ، و همچنين شرح اجازات مشايخى كه از ايشان سماع نموده يا بر ايشان قرائت كردهام و به خط خود در پشت كتابهائى نوشتهاند موجب تطويل است ، خداوند ترا بمعرفت قليل و جليل اين علم جميل موفق بدارد .
و بدان كه كتب فقهيهء كه من بدست آوردهام بسيار و چند برابر كتابهائيست كه در ايام اشتغالم دارا بودم ، پس حال تو ان شاء اللَّه بهتر از حال من خواهد بود ؛ براى اينكه اسباب كار و وسائل تحصيل تو بيشتر و مهياتر است ، خداوند جل جلاله ترا بآمال و آرزوهاى خود بهتر از من برساند ، و دعاى خالص و ابتهال مرا در بارهء تو مستجاب فرمايد .
و كتب جليلهء در تفسير قرآن از مفسرين مختلف العقائد و الاديان خداوند براى تو مهيا فرموده است .
و اى فرزندم محمد ، كه خداوند جل جلاله ترا به آنچه از تو ميخواهد دلالت نمايد ، و بدوام خشنودى خود از تو مشرفت فرمايد ، بدان كه : مردم در تفسير قرآن بسيار اختلاف نمودهاند تا جايى كه حقايق و مطالب را ضايع نموده ، و نزديك به آن رسيده است كه به كلى آن را از مسير خود تغيير داده ، و در فهم آيات محكمه هم حيران و سرگردان بمانند .
در حالتى كه نفس تنزيل مقدس قرآن ترا از دلالات و احتمالات بىنياز ميدارد ، كه همان حيات قلوب ، و سعادت دارين است كه حضرت علام الغيوب به تو مرحمت فرموده است .
برنامه سعادت ( كشف المحجة لثمرة المهجة ) ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٦٧