خدائى كه از روز ازل مرا در شمار آنان كه بخلعت وجود مفتخر فرموده ياد نموده است ، و از كتم عدم بعرصه وجودم آورده است ، و در زمرهء ذخاير در اين عالم كه لسان حال آنان را از انكار و جحود حق حفظ فرموده قرارم داده است ، هنگامى كه آسمان و زمين را بخطاب : «
ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً
» مخاطب نموده يعنى بيائيد با رضايت و ميل ، يا كراهت و بىميلى ، و در جواب عرضه داشتند :
أَتَيْنا طائِعِينَ
« 1 » با كمال ميل و رغبت آمده و در مقام اطاعت و بندگى حاضريم ، پس از آن گراميم داشته باينكه از ميان تمام موجودات بافتخار :
« وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ »
مفتخرم فرموده است ، و از ذريه و نسل كسى كه از ميان پيغمبران برگزيده و تمام ملائكه را به سجده كردن به او امر فرموده است قرارم داده است ، پس از آن بالطف و عنايت خود از اصلاب پدران بارحام مادران منتقلم فرموده در حالتى كه از آن چه بر امتهاى گذشته هالكه جارى شده مصون و محفوظم داشته است ، و بكرم خود از طعن در انساب و سستى اسباب حفظم فرموده است ، زيرا كه مرا از ذريه سيد المرسلين و خاتم النبيين و افضل العالمين ، و از فروغ و نسل اكمل الوصيين و امام المتقين و كاشف اسرار رب العالمين ، و ميوه دل سيدة نساء العالمين قرار داده است كه خداوند از هر عيب و نقصى پاكيزه و منزهشان نموده است ، و بصنع كامل خود اخلاق ايشان را در اعلا مرتبهء كمال قرار داده است ، پس هر شرف و بزرگوارى كه بسبب ولادت ، و كمال پدران و مادران در ايشان بوده و هست براى ما نيز هست و مشمول آن الطاف و سعادتها هستيم ، و جملهء از فوائد اين اصول و شجرهء جليله در ضمن فصول آينده ذكر خواهد شد .
[ متن كتاب ]
فصل اول
بدان كه آنچه را كه ميگويم نه آنست كه از شرافت تقوى و پرهيزكارى غفلت داشته و در مقام خودستائى باشم ، بلكه از اين باب است كه سالم بودن اعقاب از طعن ، و منزه بودن انساب از لئامت و پستى خود از بزرگترين نعمتهاى خداوند است كه
هامش
( 1 ) سوره فصلت ( 41 ) آيه 11