اختلافى اگر باشد ، در نقصان و كاستى است و نزد اصحاب ما قرآن دچار كاستى نيز نشده و بر اين مطلب هم حكايت اجماع شده است . » « 1 »
16 . قاضى القضاة « محقق كركى » در رسالهاى ارزشمند مىنويسد : « حديث ، هرگاه مخالف دليل قطعى - يعنى كتاب ، سنت متواتر يا اجماع - بود و تأويل يا توجيه آن ، به برخى وجوه ممكن نبود ، به اجماع دانشمندان اسلام لازم است به دور افكنده شود . »
سپس مىنويسد : « راه چاره اين است كه بگوييم : منظور امامان عليهم السّلام از « تغيير ، تبديل و نقص » اين است كه قرآن را واژگونه تأويل نموده و بر خلاف معناى حقيقىاش تفسير كردند و اگر در روايات مىخوانيم : قرآنى كه جبرئيل فرود آورد نزد اهل بيت عليهم السّلام يا نزد قائم آل محمّد ( عج ) مىباشد مقصود اين است كه تفسير و تأويل حقيقى و كامل قرآن تنها نزد آنان است و بس . » « 2 »
17 - امام « سيد شرف الدين عاملى » ( متوفاى 1381 ه . ق ) مىنويسد : « هركس تحريف قرآن را به شيعيان نسبت دهد ، بر آنان افترا بسته و ستم روا داشته ، چرا كه قداست قرآن كريم از ضروريات دين اسلام و مذهب اماميّه است و هر مسلمانى كه در آن شك و ترديد كند - به اجماع اماميه - مرتدّ مىشود .
از سوى ديگر ، ظواهر قرآن - تا چه رسد به تصريحات و نصوص آن - از رساترين حجّتهاى خداوند متعال بر بندگان و قويترين ادلّهء حقجويان است و اين عقيده ، از بديهىترين عقايد شيعهء اماميّه مىباشد ، لذا به ظاهر حديثهايى كه با قرآن مخالف است عمل نمىكنند ، بلكه آن را به سينهء ديوار كوبيده ، اعتنايى بدان نمىنمايند ، هرچند از نظر سند صحيح باشند و كتابهاى آنها در حديث ، فقه و اصول با مباحثى گسترده و روشن بدانچه گفتيم به صراحت دلالت دارد . » « 3 »
هامش
( 1 ) . شرح الوافيه ، ابواب الحجج ، باب حجّية الكتاب ، نسخهء خطى .
( 2 ) . همانجا .
( 3 ) . فصول المهمه ، ص 163 .