آيه بطور قطع شامل آن مىشود يا اينكه مضمون آن ، هنگام نزول آيه مخصوصا موردنظر بوده و يا آيه در آن مورد نازل شده است و يا اينكه مراد از لفظ مبهم را بازگو مىنمايد .
سه وجه آخر ، راهحل مناسبى است براى تفسير رواياتى كه مىگويند : « تنزيل آيه اين است و جبرئيل اينگونه فرود آورد » همچنانكه تحريف در روايات ، به تحريف معنوى تفسير مىشود و نامهء امام باقر عليه السّلام به « سعد الخير » شاهد خوبى براى اين تفسير است .
رواياتى كه در توصيف مصحف امير المؤمنين عليه السّلام و ابن مسعود وارد شده نيز بر تفسير و تأويل حمل مىشود ، چون امام عليه السّلام مىفرمايد : « من قرآن كامل را براى آنان آوردم كه دربردارندهء تنزيل و تأويل بود » .
همچنين رواياتى كه از « مصحف فاطمه عليها السّلام » در مورد افزودن عبارت « بولاية على - ع - » نقل شده ، جنبهء تفسيرى دارد و مىدانيم كه آن مصحف ، اسرار و رموز دانش را بازگو مىكند و در روايات مىخوانيم : « چيزى از قرآن در آن نبود » .
و مراد از رواياتى كه كلمهء « الائمّه » را به جاى « الامّه » مىگذارد نيز همين است كه آيه به درستى تفسير نشده و معناى آن تحريف گشته و همينگونه تفسير مىشود ديگر روايات اين باب . » « 1 »
15 . محقق بغدادى ، سيد محسن اعرجى ( 1227 ه . ق ) در شرح كتاب « وافيه » « 2 » بحثى فراگير ، در اثبات مصون ماندن قرآن از تحريف ارائه نموده مىنويسد : « همگان - بدون استثنا - اتفاقنظر دارند كه در قرآن هيچگونه افزايشى رخ نداده ، اخبار و احاديث نيز بر اين مطلب دلالت دارد و گروهى از پيشوايان تفسير و حديث گفتهاند : همهء مسلمين و شيعيان در اين مسأله اجماع دارند و
هامش
( 1 ) . تفسير آلاء الرحمن ، ج 1 ، صص 25 - 27 ، مقدمهء پنجم از پيشگفتار .
( 2 ) . نوشتهء مولا عبد الله بن محمد ، مشهور به فاضل تونى .