براى ما مىباشد . » « 1 »
و در روايت ديگرى مىگويد : « قرآن بر سه بخش نازل شده : يكسوّم دربارهء ما و دشمنانمان و يكسوم سنتها و مثلها و يكسوّم ديگر دستورها و احكام است . » « 2 »
پيداست كه اين ، يك تقسيم دقيق عددى نيست ، بلكه انواع آيههاى قرآن را بيان مىكند كه بخش مهمى از آن دربارهء مهمترين فرايض و اساس آن ؛ يعنى ولايت است و بقيّه ؛ احكام ، سنن ، حكمتها و مثلها و اندرزها مىباشد .
اين امر هشياران امت و دانشمندان بزرگ را بر آن داشت كه به اين بخش از كتاب خدا اهتمام بورزند و كتابهاى گرانبهايى تصنيف كنند . يكى از آنان حافظ بزرگ ، حاكم حسكانى - از اساتيد طبرسى نويسندهء مجمع البيان - است كه دست به تأليف مجموعهء گرانسنگ خود دربارهء اهل بيت عليهم السّلام زد و آيات كريمهاى كه در شأن آنان نازل شده در آن گردآورى نمود .
او مىگويد : « برخى گمراهان با گستاخى و بىشرمى تمام ، ادّعا كردهاند كه هيچيك از مفسران نزول سورهء « هل اتى » و نه هيچ سوره يا آيهء ديگر را - دربارهء على و اهل بيتش - نپذيرفتهاند .
در برابر اين ياوهها و تهمتهاى ناروا بر خودم واجب مىدانم اين شبههء باطل را از دامن اصحاب ، پاك سازم و به آن پاسخ گويم ، لذا دست به تأليف اين كتاب زدم . » « 3 »
3 . در فصل پنجم - با سند خود - از « سعيد بن جبير » از « ابن عباس » روايت مىكند كه « دربارهء هيچكس ، آنقدر از قرآن نازل نشد كه دربارهء على عليه السّلام نازل شد . »
4 . و از « مجاهد » روايت مىكند كه « هفتاد آيه دربارهء على نازل شد كه هيچكس
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 9 ، شماره 1 و كافى ، ج 2 ، ص 628 ، شماره 4 .
( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 9 ، شماره 3 و كافى ، ج 2 ، ص 627 ، شماره 2 .
( 3 ) . شواهد التنزيل ، صص 19 - 20 .