استاد گرانقدر ما به دنبال اين روايت مىنويسد : « اين حديث صحيح بر همهء روايات باب ، حكومت دارد و منظور آنها را مشخص مىكند كه ذكر آنها در قرآن با صفات و نشانههاست نه با نام بردن معمولى . » « 1 »
2 . با اين توضيح ، مفهوم اين گفتهء امام عليه السّلام نيز روشن مىشود كه فرمود : « لو لا انّه زيد فى كتاب اللّه و نقص منه ما خفى حقّنا على ذى حجى « 2 » ؛ اگر قرآن دستخوش افزايش و كاستى نمىشد ، حقّ ما بر هيچ انسان عاقلى پوشيده نمىماند . »
چون منظور از افزايش و كاستى ، تحميل رأى و تفسير نارواست كه - عمدا و با قصد شوم - به معنى كلام خداوند مىافزايند و از آن مىكاهند يا بدون آگاهى و هدايت الهى ، دربارهء قرآن سخن مىگويند و تفسير به رأى مىكنند كه در شرع مقدس مورد نهى قرار گرفته است .
علاوه بر اينها ، حقايق آن را كتمان مىكنند و براى مردم بيان نمىكنند و در شأن قرآن عزيز كوتاهى روا مىدارند و دلايل گوياى آن را كمرنگ جلوه مىدهند .
بنابراين ، افزايش در لفظ قرآن يا حذف الفاظش ، منظور نيست چنانكه اهل تحريف پنداشتهاند ، زيرا در آن صورت با اجماع طايفهء شيعه به كلى مخالف بود و البتّه از درجهء اعتبار ساقط مىشد .
آية الله خويى ( ره ) مىنويسد : « همهء مسلمانان - حتى قائلان به تحريف - اجماع دارند كه يك حرف هم به قرآن افزوده نشده است . » « 3 »
به همين جهت كه در جاىجاى قرآن مقام شامخ اين خاندان گرانقدر - به صراحت يا اشاره - مطرح شده است ، امام باقر عليه السّلام مىگويد : « قرآن بر چهار بخش نازل شده است : يك چهارم دربارهء ما و يك چهارم دربارهء دشمنان ما و يك چهارم فرايض و احكام و يك چهارم ديگر سنتها و مثلهاست و آيات گرانبهاى قرآن
هامش
( 1 ) . البيان ، ص 251 .
( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 13 ، شماره 6 .
( 3 ) . البيان ، ص 252 .