جاهاى تحريف يافتهء كتاب خداست . » « 1 »
علامهء مجلسى ابهام اين حديث را بر طرف ساخته ، در شرح آن مىگويد :
تحريف در اينجا به معنى قرائت بوده و از مادّهء « حرف » گرفته شده است ؛ يعنى قاريان اينگونه خواندند . « 2 » خداوند به او پاداش نيكو عطا فرمايد .
در كتاب شريف « كافى » حدود پنجاه روايت دربارهء اختلاف قرائتها آمده كه براى رعايت اختصار به ذكر همين نمونهها بسنده مىكنيم .
دستهء سوّم : روايتهايى است كه در آن لفظ « تحريف » آمده
و كوتهانديشان آن را تحريف اصطلاحى پنداشتهاند ، با اينكه بهمعناى تحريف معنوى و تفسير نارواست . به عنوان نمونه چند روايت ذكر مىكنيم :
1 - كشّى - با سند خود - از « على بن سويد » روايت مىكند كه : « امام كاظم عليه السّلام از زندان هارون براى من نامهاى به اين مضمون نوشت : اما اينكه پرسيده بودى اى على ! مسائل دينىات را از غير شيعيان ما فرابگيرى ، پس [ بدان ] اگر از آنان بگذرى دينت را از خائنان فراگرفتهاى ؛ همانان كه به خدا و پيامبرش و امانتهاى خويش خيانت ورزيدند ، چرا كه كتاب خداوند - عزّ و جلّ - نزد آنان به امانت سپرده شد ، آن را تحريف و تبديل كردند - لعنت خداوند بر آنان باد . » « 3 »
2 - شيخ صدوق از « جابر بن عبد الله انصارى » روايت كرده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« روز قيامت سه نفر مىآيند و شكايت مىكنند : مصحف ، مسجد و عترت .
مصحف مىگويد : پروردگارا ! حرّفونى و مزّقونى ؛ مرا تحريف و پارهپاره كردند .
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 8 ، ص 50 ، شمارهء 11 .
( 2 ) . مرآت العقول ، ج 25 ، صص 107 و 108 .
( 3 ) . ابو عمرو كشى ، رجال ، ص 10 .