« ما ودّعك » را « ما ودعك » بدون تشديد قرائت نمودهاند .
ج ) مىگويد : مردم مدينه و ابن عامر آيهء پانزدهم سورهء شمس « و لا يخاف عقبيها » را « فلا يخاف . . . » با فاء قرائت مىكردند و اين قرائت از امام صادق عليه السّلام نيز روايت شده است .
و از اين قبيل روايات كه قرائتهايى از امامان [ يا ديگران ] را بازگو مىكند ، ولى همه خبر واحدند نه متواتر . بنابراين ، اوّلا ، در اين زمينه حجّيت ندارند و ثانيا ، ارتباطى با موضوع تحريف اصطلاحى ندارند .
اكنون ديگر روايات تحريف را - كه نورى به پيروى از جزائرى ذكر كرده - از نظر مىگذرانيم .
ارزيابى دويست حديث
تا اينجا نزديك دويست حديث باقى مىماند كه از كتابهاى معتبر نقل شده و محدّث نورى آنها را بهعنوان دلايل تحريف برشمرده است ، لكن اين روايات مربوط به موضوعات و مسائل گوناگون بوده كه به پندار آنان در دلالت بر تحريف مشتركند .
اين روايات به هفت دسته تقسيم مىشوند :
دستهء اوّل : روايات تفسيرى است كه آيهاى را توضيح مىدهد
يا شأن نزول يا تأويلش را بيان مىكند يا يكى از مصداقهاى روشن - كه عموم آيه آن را دربرمىگيرد - تعيين مىنمايد و مىدانيم شيوهء گذشتگان در تفسير ، اين بوده كه شرح را با متن مىآميختند تا جاهاى مبهم آيات را توضيح دهند و اين كار باعث اشتباه هم نمىشود مگر براى كسانى كه چشمان خود را ببندند .
بيشتر اين روايات از اينگونه است كه برخى از آنها را مىخوانيم :
1 . ثقة الاسلام كلينى با سندى [ ضعيف ] كه به امام امير المؤمنين عليه السّلام رسانده