استاد بزرگوار ما - قدس سره - مىنويسد : « يك نفر از پيشينيان هم محمد بن قاسم را توثيق نكرده - حتّى صدوق كه بسيار از او روايت مىكند و ابن غضائرى و برخى متأخران - مانند « علّامه » و « سيد داماد » و جز آنان - وى را ضعيف شمردهاند . در حقيقت ، وضعيّت اين شخص مجهول مىباشد . بههرحال ، با روايت صدوق ، تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السّلام ثابت نمىشود . » « 1 »
در جاى ديگر مىنويسد : « مطالعهكنندهء اين تفسير ، ترديد به خود راه نمىدهد كه ساختگى و دروغ است و مقام يك دانشمند حقيقتجو بالاتر از آن است كه مانند آن را بنويسد ، تا چه رسد به امام كه حجّت خدا بر خلقش مىباشد . » « 2 »
9 . تفسيرهاى مقطوع الاسناد
بخش ديگر ، تفسيرهاى ارزشمندى است كه دانشمندان گرانقدرى آن را تأليف نمودهاند ، ولى متأسفانه نسخههاى اصلى آن از بين رفته و تنها خلاصههايى - بدون سند - از آن باقىمانده است و اى بسا روايات آن ، تقطيع و دگرگون شده و نظم و ترتيب آن به هم خورده بهگونهاى كه انسان به اصالت بيشتر مطالب آن ، اطمينان پيدا نمىكند .
الف ) يكى از آنها تفسير « ابو نضر ، محمد بن مسعود عياشى سلمى سمرقندى » ( متوفاى 320 ه . ق . ) معروف به تفسير عياشى است كه بعضى از نسخهبرداران - براى اختصار - اسناد روايات آن را حذف كردهاند .
علامهء مجلسى مىگويد : « حذفكنندهء اين اسناد ، كار خود را با « عذر بدتر از گناه » توجيه نموده گفته است : اين تفسير را - با سندهايش - مطالعه كردم و به آن رغبت پيدا كردم و به جستجوى كسى پرداختم كه اين احاديث را از مصنّف يا غير او
هامش
( 1 ) . معجم رجال الحديث ، ج 17 ، ص 156 و 157 .
( 2 ) . همان ، ج 12 ، ص 147 .