جاى قرآن را تغيير داد و قرائت معروف و متداول - تا آن روز - را به شكل كنونى درآورد ، مثلا مىگويد :
« مِنَ الْمَرْجُومِينَ »
« 1 » در داستان حضرت نوح
« مِنَ الْمُخْرَجِينَ »
و
« مِنَ الْمُخْرَجِينَ »
« 2 » در داستان حضرت لوط
« مِنَ الْمَرْجُومِينَ »
بوده كه اين دو عبارت را تغيير داد و جابهجا نمود . « 3 »
و تخيلات بىارزشى از اين قبيل كه هر عقل سالمى از آن گريزان است ، چرا كه « حجّاج » سرگرم سياست ظالمانه ، بسيار كوچكتر از آن بود كه بتواند در امور دين و قرآن عظيم دخالت و دستدرازى كند .
اين ياوهها ، نشخوار هرزهزبانان تهى مغز است همانان كه نمىدانند چه مىگويند و احترام امانت كلام را پاس نمىدارند .
« ابن خطيب » اين قصّهء تخيلى را از روايت « عباد بن صهيب » از « عوف » در كتاب « المصاحف « 4 » » گرفته است ، ولى پيشوايان علم حديث اين « عباد » را دروغگو و دروغپرداز مىدانند ، فقط ابو داوود به روايات او توجه مىكرد . « 5 »
امام حافظ « محمد بن حبان » مىنويسد : « او مطالب منكر و ناشايست را از زبان افراد مشهور روايت مىكرد ، بهگونهاى كه حتى اگر مبتديان در علم حديث هم بشنوند ، گواهى به مجعول بودن آن خواهند داد . » « 6 »
يكى از آن مطالب همين حكايت خندهآور است كه متأسفانه ابن خطيب آن را همانند يك اصل مسلم پذيرفته و عرضه كرده است .
هامش
( 1 ) . شعراء آيهء 116 : از سنگسارشدگان .
( 2 ) . شعراء آيهء 167 : از بيرون راندهشدگان .
( 3 ) . الفرقان ، صص 50 - 52 .
( 4 ) . ابو داوود سجستانى ، المصاحف ، ص 49 و 50 .
( 5 ) . ذهبى ، المغنى ، ج 2 ، ص 326 ، شماره 3037 .
( 6 ) . المجروحين من المحدّثين ، ج 2 ، ص 164 .