بافته و بهگونهاى رسوا خواستهاند آن را به قرآن بچسبانند ؛ عبارتى كه هيچ مناسبت و شباهتى با اسلوب عالى و بديع قرآن كريم ندارد .
و شايد « مسلمه » « 1 » هم مثل « ابو موسى اشعرى » اين چرندها را در واپسين روزهاى زندگانيش گفته باشد كه دچار اختلال حواس ، كم عقلى و خرفتى شده بود .
10 - سورهاى به اندازهء سورهء « برائت » و ديگرى همانند « مسبحات » !
همگان ، ابو موسى اشعرى را به حماقت و كمخردى مىشناسند - بويژه در اواخر عمرش كه كودنى و خرفتىاش دو چندان گشته بود - لذا موضع گيريهايش سفيهانه و گاهى بر خلاف مصالح اسلام و مسلمانان بود . از جمله ، در هنگامهء جنگ جمل از خارج شدن مردم و يارى رساندن به امير المؤمنين عليه السّلام جلوگيرى مىكرد و موضع بسيار ضعيف و نابخردانهاش در برابر عمرو بن عاص ( در جريان حكميّت ) معروف است .
از همين قبيل است نظريهء زشت و بىپايهاش دربارهء كتاب مسلمين ، قرآن كريم كه به گمان باطل وى ، تحريف يافته و بخشهاى زيادى از آن افتاده است .
« مسلم » از « ابو الاسود » روايت مىكند كه ابوموسى اشعرى به قاريان اهل بصره گفت : ما سورهاى مىخوانديم - كه در بلندى و شدّت مطالب ، مانند سورهء برائت ( توبه ) بود - ولى فراموش كردهام و از آن تنها اين عبارت را به ياد دارم : / لو كان لابن آدم واديان من مال لابتغى واديا ثالثا و لا يملأ جوف ابن آدم الّا التّراب . /
همچنين سورهاى مىخوانديم مانند يكى از « مسبحات » « 2 » كه آن را هم فراموش نمودهام فقط اين عبارت را به ياد دارم : / يا ايّها الّذين آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون .
هامش
( 1 ) . وى از طرف يزيد بن معاويه ( لع ) در مصر فرمانروايى مىكرد و در سال 62 ه . ق در همانجا بمرد .
( 2 ) . سورههايى كه با تسبيح خداوند ( سبّح ، يسبّح ) شروع شده و به ترتيب عبارتند از : سورههاى حديد ، حشر ، صف ، جمعه و تغابن . م .