« مقصود از كتاب تحريف شده قرآن حاضر نيست ، چرا كه به همان شكل نخستين خود - از زمان توحيد مصاحف در زمان عثمان - باقىمانده و هيچگونه دگرگونى و افزايش و كاستى تاكنون به آن راه نيافته است ، بلكه منظور ، آن كتاب الهى فرود آمده از سوى خداست كه هنگام جمعآورى نخستين قرآن ، بخشهايى از آن نابود شد ، البته اين بخشها در مورد احكام نبوده است ، ولى همهء فرقههاى مسلمانان بطور يكپارچه معتقدند هرگز چيزى - هرچند كمتر از يك آيه يا كلمهاى - بر قرآن افزوده نشده است . »
علامه « سيد محمد حسين شهرستانى » ( متوفاى 1315 ه . ق ) نيز در ردّ نورى كتابى نوشت به نام « حفظ الكتاب الشريف عن شبهة القول بالتحريف » و در آن به خوبى مصون بودن قرآن از تحريف را اثبات نموده با گفتارى همهجانبه و شيوا و با اسلوبى زيبا و خالى از تعصب ، به شبهههاى مخالفان پاسخ داده است . « 1 »
همچنين همهء كسانى كه دربارهء قرآن يا تفسير دست به قلم بردهاند سخنان نورى را پاسخ داده ، مردود شمردهاند مانند « علّامهء بلاغى » كه در پيشگفتار تفسير « آلاء الرحمن » وى را سرزنش كرده ، او را محدثى پركار كه روايات شاذ و افسانهها را جمعآورى مىكند معرفى نموده ، مىنويسد : « اين روايات ضعيف و شاذ - كه قائلان به تحريف به آن چسبيدهاند - تفسيرهاى ديگرى به جز ظاهر ترديدآورشان دارند .
مثلا در تفسير آيهء
« هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ؛
« 2 » اين همان چيزى است كه آن را تكذيب مىكرديد . » امام كاظم عليه السّلام مىگويد : « يعنى : امير المؤمنين .
راوى مىپرسد : آيا اين تنزيل آيه است ؟
امام پاسخ مىدهد : آرى « 3 » . »
پيداست عبارت « يعنى » دليل آن است كه امام عليه السّلام آيه را تفسير مىكند ، زيرا
هامش
( 1 ) . البرهان ، ص 142 .
( 2 ) . مطففين ( 83 ) آيهء 17 .
( 3 ) . كافى ، ج 1 ، ص 435 ، شمارهء 91 .