اخبار مستفيض ، بلكه متواترى مىشود كه گوياى وقوع تحريف در جملهها ، كلمات و اعراب قرآن است . » « 1 »
همچنين به اعتقاد او - قرآن ستايشهايى از آل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ائمّهء طاهرين عليهم السّلام و نيز نكوهشهايى از منافقان و رفتار زشتشان را با صراحت و ذكر نام دربرداشته كه بعد از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از قرآن ساقط گرديده است . » « 2 »
او به همين مناسبت مىگويد : « در برخى روايات مىخوانيم كه : آيهء 172 سورهء اعراف اينچنين بوده است : « الست بربّكم / و محمّد نبيّكم و علىّ امامكم / قالوا بلى ؛ آيا من پروردگار شما نيستم / و محمد پيامبر شما و على امام شما نيست ؟ / گفتند : آرى » اما آن دو جمله را حذف كردند ، همچنانكه در آيات ديگر قرآن نيز دخل و تصرف كردند . » « 3 »
بايد بگويم : علىرغم پژوهش گستردهاى كه انجام دادم اثرى از اين خبر پندارى نيافتم و شايد از « معمر ابو الدنيا » روايت كرده است !
عجيب اينكه بر بزرگان اماميّه خرده مىگيرد كه چرا دليل عقلى را - در اصول عقايد - بر دليل نقلى مقدم مىدارند مثل اينكه روايت « سهو پيامبر » را مردود مىشمارند چون با دليل عقلى - كه مىگويد : هرگز روا نيست پيامبر فراموش يا اشتباه كند - سازگار نيست .
او مىنويسد : « چگونه اين مسأله را انكار مىكنند و دليل عقلى را بر دليل نقلى ترجيح مىدهند با اينكه در اين زمينه حديث رسيده پس بايد آن را بپذيريم و دليل عقلى را رها كنيم . « 4 » »
هامش
( 1 ) . الانوار النعمانيّه ، ج 2 ، ص 357 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 97 - 98 ، در بخشهاى آينده پاسخ امام صادق عليه السّلام به اين شبهه را مىخوانيم كه مىفرمايد : قرآن هيچگاه اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را با ذكر نام ستايش نكرده است . براى آگاهى بيشتر ر . ك : كافى ، ج 1 ، ص 286 .
( 3 ) . همان ، ص 277 ، سيد قاضى طباطبائى در پاورقى پاسخهاى جالبى به اين شبههها مىدهد .
( 4 ) . همان ، ج 3 ، ص 131 .