باب هشتم : در بيان تعزيرات
است ، و در آن چند فصل است :
فصل اوّل : در معنى آن
، و تعزير در لغت بمعنى تأديب است ، و بحسب شرع عقوبتى ، يا اهانتى است كه بر گناهى كنند كه فاعل آن مستوجب حد نباشد ، و بعضى گفتهاند : مقدار معيّنى براى آن نباشد ، مطلقا يا غالبا ، و چند فرق كردهاند ميان حد و تعزير : اوّل : عدم تعيين اندازهء آن چنانچه مذكور شد .
دوم : مساوى بودن آزاد و بنده ، مگر آن كه عالم مصلحتى در تفاوت داند .
سيّم : تفاوت تعزير در بزرگى و كوچكى گناه ، بخلاف حد كه تفاوت نمىكند ، مگر در جائى كه تعزير با آن ضم شود .
چهارم : آن كه متعلق تعزير نيست كه نسبت به فاعل معصيت باشد ، مانند تعزير كودك و ديوانه ، بخلاف حد كه بنا بر مشهور بر غير مكلف وارد نمىشود .
پنجم : ساقط شدن تعزير به توبه ، بخلاف حد كه بعد از ثبوت نزد امام ساقط نمىشود به توبه ، مگر آن كه به اقرار ثابت شده باشد ، كه امام در بعضى از حدود مخيّر است ميان آن كه بر او اقامه كند ، يا ببخشد .
فصل دوّم : در بيان احكام تعزيرات
است ، بدان كه تعزير امام و نائب امام عليه السلام را جائز است ، بلكه واجب است بر هر كه فعل حرامى كند ، يا ترك واجبى كند ، اگر چه به استخفافى و اهانتى باشد ، يا زدن ، يا حبس كردن ، يا ملامت و سرزنش كردن .
و مشهور آن است كه آن حدّى ندارد ، و منوط برأى حاكم شرع است .
و بعضى گفتهاند : از ده تازيانه است تا بيست تازيانه .
و بعضى گفتهاند : از سه تازيانه است تا نود و نه تازيانه .
و بعضى گفتهاند : كمترش حدّى ندارد ، و زياده اش مىبايد از نوع آن حد نسبت به آن صنف زياده نباشد ، مثل آن كه تعزير اعمالى كه از قبيل زنا ، يا مقدمات