و چون عقيل از او پرسيد كه چنين زنى مىخواهد چه كند ، پاسخداد تا شيربچهاى برايم بزايد كه پسرم حسين را يارى كند .
سپس افزود : « برادر ! اين حَرَم ، حَرَم توست . »
در اين هنگام رگ هاشمىِ ميان دو چشم عباس برجسته شد و گفت : « خواهرم به من قوتقلب دادى ، خدا چشمت را روشن كند . »
همينطور مطابق برخى روايات ديگر ، زينب بُرير را تشويق مىكرد . بدين ترتيب مىبينيم كه زينب صديقه در لحظهء آن حماسهء بزرگ در كنار برادرش امام حسين عليه السلام حضور داشت .
پس از فاجعهء كربلا ، زمانى كه زينب و اهلبيت رسالت در خانهاى نزديك به دارالاماره در كوفه اسكان گزيدند ، دستور داد كه هيچ كس پيش او نيايد مگر زنى كه قبلًا اسير شده ، چرا كه او هم تلخى اسارت را مثل او چشيده بود . در آنجا نيز به نوبهء خود به نشر نهضت پرداخت ، شايد علت اين انتخاب آن بود كه چنين زنانى دعوت او را براحتى مىپذيرفتند و مىتوانستند آن حوادث جانگداز را به تودههاى محروم انتقال دهند . در شام و مدينه نيز چنين كرد .
ج : نوحهگرى
پس از بازگشت زينب به حرم جدّش ، والى يزيد بر مدينهء منوّره ، نامهاى به شرح زير براى يزيد نگاشت :