بسيارى كرمش و گشادهدستيش به اسراف متهم كنند .
شاعرى دربارهاش گفته :
و لو لم يكن فى وجهه غير روحه * لجاد بها فليتق اللَّه سالكه « 1 »
ديگرى گفته :
و ما كنت الا كالاغر ابن جعفر * رأى المال لا يبقى فابغى له ذكرا « 2 »
اين عبداللَّه است و اين صفاتش . و آنك كه زينب كبرى دخترِ عمويش امام على عليه السلام به سنّ بلوغ رسيد ، عبداللَّه براى خواستگارى زينب پاپيش گذاشت و امام على عليه السلام در قبولش هيچ ترديد نكرد خاصه كه از رسولاللَّه روايت مىكردند كه يك بار به اولاد بنىهاشم نگريست و فرمود : « دختران ما براى پسرانمان و پسرانما براى دخترانمان . » و اينك روزى بود كه آرزوى پيامبر را تحققّ مىبخشيدند و حالا امام خود دخترش را به عقد پسرعمويش در آورد ، تاريخ دربارهء جزئيات اين ازدواج چيزى نگفته است ، و از ازدواج زهرا بيشتر نبوده است ، كه او بهترين نمونه براى ازدواج تمامى فرزندان عزيزش بوده است .
هامش
( 1 )- اگر در كفبهجزجانشنباشد * ببخشد جان كه از حق شرم بايد( 2 )- كيست زيركتر از پور جعفر * آن كه مالش نماند و يادش ماند