يحيى و محّمدِ اصغر ، يا - به قولى - يحيى و عون . و چنين شد كه فرزندان جعفر در سايهء پر مهر و با كرامت عموشان على عليه السلام بزرگ شدند .
پيامبر پس از شهادت جعفر به ديدار خانوادهاش آمد و چون ديدشان اين سخن را دربارهء آنها فرمود : « من در دنيا و آخرت سرپرست ايشانم . »
و چنين شد كه امام على عليه السلام پس از او اين كفالت را بر عهده گرفت ، و مگر نه اين كه او وصى و وارث و سرپرست [ بازماندگان ] او است ؟
از ميان فرزندان جعفر ، عبداللَّه مباركتر از ديگران بود ، چندان كه پيامبر هنگام شهادت پدرش دربارهء اوفرمود : « عبداللَّه در سيرت و صورت چون من است . » و باز فرمود : « خدايا جانشين جعفر را در خاندان خودش قرار بده ، و براى عبداللَّه در كسبش بركت ارزانى كن . » « 1 » اين را سه بار فرمود .
چون رسولاللَّه دعايش كرد و گفت خدا در كسبش بركت ارزانى فرمايد ، در توانگرى زبانزد همگان بود و به بيشترين حد گشادهدست بود و در كرم مثالش مىزدند و مسافرانْ داستانِ كرمش ، به هر سو مىبردند . چندان كه دشمنانش - از بنى اميه - راهى براى طعنه زدن به او نيافتند جز اين كه او را به سبب
هامش
( 1 ) - بنت شاطى در كتابش « السيدة زينب » اين را از ابن حجر در « الاصابه » نقل كرده ، ج 3 ، ص 49 .