10 - عبد اللَّه بن جعفر حميرى . وى شيخ اهل قم و از افراد معروف آنان بود . كتابهاى زيادى در عرصههاى مختلف نگاشت . حدود سال 290 ه به كوفه آمد و مردم آنجا از وى احاديث بسيارى شنيدند . « 1 »
11 - على بن جعفر همانى . وى بنابه تعبير برخى ، مردى فاضل و پسنديده و از وكلاى امام هادى و امام عسكرى بود . كسى در بارهء او حديث جالبى نقل كرده كه در آن آمده است :
او در زمان خلافت متوكّل به جرم ارتباط با امام هادى محبوس شد .
چون مدّت حبس او دراز گرديد يكى از اميران عبّاسى ( عبد اللَّه بن خاقان ) را به سه هزار دينار وعده داد تا با متوكّل در بارهء او سخن بگويد . چون عبد اللَّه با متوكّل در بارهء شخصى به نام همانى صحبت كرد متوكّل گفت : عبد اللَّه ! اگر به تو مشكوك شوم خواهم گفت كه رافضى هستى . و نيز افزود :
اين وكيل فلانى ( امام هادى ) است و من در نظر دارم او را بكشم . چون اين خبر به همانى رسيد ، نامهاى به امام هادى نگاشت و گفت : سرورم ! خدا را در بارهء من در نظرگير . به خدا مىترسم كه به ترديد دچار شوم .
امام در كاغذى كوچك پاسخ او را چنين نوشت :
اگر كار تو تا آنجا رسيد كه من مىدانم پس به زودى خداى را در بارهات قصد مىكنم ، از خدا نجات تو را خواهم خواست .
اين ماجرا در شب جمعه روى داد . فردا صبح متوكّل دچار تب شد و در روز دوشنبه تا آنجا حالش خراب شد كه بر او ضجه و شيون مىكشيدند .
هامش
( 1 ) - حياة الامام العسكرى ، ص 151 .