چه شيخ طوسى در بارهء او گويد : نمىدانم آيا از او روايت كرده است .
نجاشى در بارهء او گويد : سعد ، شيخ اين طايفه ( شيعه ) وفقيه و حجّت آن است و كتابهاى فراوانى تأليف و براى شنيدن حديث مسافرت كرده و از پيشوايانش در حديث كه از امامان مذاهب مختلف بودند ، حديث شنيده است . « 1 »
9 - سيد عبد العظيم حسنى . نژاد او به امام مجتبى عليه السلام منتهى مىشود .
او عالم ، فقيه ، پارسا و پرهيز گار و دشمن حكومتهاى ستمگر بود .
ائمه عليهم السلام شيعيان خود را مىگفتند كه به دو مراجعه كنند . ابو حماد رازى روايتى نقل كرده است :
در سامراء بر امام هادى عليه السلام وارد شدم و از آن حضرت از برخى از چيزهاى حلال و حرام پرسيدم . امام پاسخ سئوالهاى مرا داد و همين كه با او خدا حافظى كردم ، فرمود :
« حماد ! اگر در ناحيهء خويش در بارهء مسألهاى دينى اشكالى برايت پيش آمد ، آن را از عبد العظيم بن عبد اللَّه حسنى بپرس و سلام مرا به او برسان . » « 2 »
وى در منطقهء رى در ميان شيعيان از آوازهء بلندى برخور دار بود ، اگر چه همواره مىكوشيد مخفى باشد و كارهاى خود را علنى نكند .
آن بزرگوار را وقتى از دنيا رفت ، در باغى كه هما نجا بود به خاك سپردند و تا امروز آرامگاهش زيارتگاه شيعيان است .
هامش
( 1 ) - حياة الإمام العسكرى ، ص 148 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 150 .