اين روايتها را بزرگان اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كردهاند . در بارهء ظهور آنحضرت ، دانشمندان اهل سنّت بيش از 144 كتاب نوشتهاند . « 1 »
بسيارى از دانشمندان مسلمان ، از مذاهب مختلف ، مدّعى تواتر حديث در اين باره هستند و ما نيازى به بحث با اديان آسمانى در بارهء شخص امام مهدى نداريم چون داراى زمينهء مشترك حديث با آنها نيستيم بلكه به جاى پرداختن به اين كار بايد به بحث پيرامون نظريهاى بپردازيم كه مىگويد : حضرت مهدى در آخر الزمان متولّد مىشود و سپس ظهور مىكند . ما گمان مىكنيم زندگى طولانى امام ، به عنوان يك مشكل روانى كه در برابر ايمان به زنده بودن امام نمود پيدا مىكند . بنابر اين به ما اجازه دهيد نخست به بحث پيرامون قضيهء طول عمر بپردازيم و آنگاه در بارهء آن نظريه به بحث بنشينيم .
مسألهء طول عمر
پروردگار سبحان با نعمت دير پا و رحمت گستردهء خويش خواست حجّت را بر بندگانش تمام فرمايد . بدين ترتيب كه رسولان خويش را به سوى مردم فرستاد تا مبادا زمين از وجود حجّت خالى بماند .
خداوند عمر خاتم اوصيا را طولانى فرمود . چون پس از درگذشت محمّد صلى الله عليه و آله پيامبرى نبود تا رشتهء پيوند ميان زمين و آسمان باشد . بنابر اين با انقطاع وحى ، ارتباط غيبى از طريق يكى از اولياى خدا همچنان استوار ماند .
قدرت خدا كه در هر چيز نفوذ دارد و بدان آسمان و زمين را بيافريد ، خداى سبحان را از دراز گردانيدن عمر انسان عاجز نمىسازد .
ما به عنوان يك مسلمان بر اين باوريم كه خداوند ، نوح را 950 سال و حتّى
هامش
( 1 ) - نام اين مؤلفان در كتاب « الامام المهدى » ص 299 تا 318 آمده است .