كه بر تو وارد شد موانع سر راه او را برداشتى . . . » .
« معبودا ! و اينك من با خواسته خود ( در گاه ) تو را قصد كردم ، و در فضل تو را دست خواهشم كوبيد ، و قلبم با خشوع و خوارى با تو راز و نياز مىگويد ، و هم خود تو را بهترين شفيع خويش به درگاهت يافتم ، تو خواهش مرا مىدانى پيش از آنكه به انديشهام خطور كند يا در خاطرم راه يابد ، پس خدايا خواستهام را به اجابت وصل كن ، و خواهش مرا با رسيدن به حاجتم قرين گردان » .
« خدايا ! كژى فتنهها ما را در بر گرفت ، و سرپوش حيرت بر ما چيره گشت ، و فرو مايگان و حقيران ما را درهم كوفتند ، و آنان كه در دين توبه ايشان اطمينان نبود بر ما حاكم شدند ، و آن كه حكم تو را معطل گذارد كارهاى ما را به ستم ربود ، و در نابودى بندگانت و در تباه ساختن ديارت كوشيد . . . » .
« خداوندا ! فيىء ما پس از تقسيم دست به دست گشت ، و امارت ما پس از مشورت ياوه شد ، و پس از انتخاب امّت به منزلهء ميراث در آمديم ، آنگاه باسهم يتيم و بيوه زنان ( اسباب ) موسيقى و نوازندگى خريدارى شد ، و در گزينش مؤمنان اهل ذمه اختيار دار شدند . و فاسق هر قبيله كارهاى آنان را بر عهده گرفت ، پس مدافعى ايشان را از هلاكت باز ندارد ، و پاسبانى به ديدهء رحمت به آنها نَنِگرد ، آن كه داراست جگرى سوخته از تشنگى را سير نكند ، ايشان صاحبان متاعىاندكند در سرايى تباه شده ، و طلايهداران مسكنت و بيچارگىاند ، و خلفاى اندوه و ذلّت . . . » . « 1 »
« معبودا ! كشتِ باطل درو شد ، و نهايت آن در رسيد ، و ستونهاى آن استوارى يافت ، و پارههايش فراهم آمد ، و جوانهاش زود سر برزد ، و شاخهاش
هامش
( 1 ) - اين قسمت از دعا نشانگر وضع آسفبار مردم در آن برهه و علت شيوع فساد در ميان آنهاست .