امير المؤمنين به ( ديدار ) شما مشتاق است و دوست مىدارد بار ديگر با شما تجديد عهد كند و به سيماى شما بنگرد . « 1 »
چون امام هادى عليه السلام به سامرّاء آمد ، متوكّل بر آن شد تا از قدر و منزلت آنحضرت در نزد مردم بكاهد . از اين رو دستور داد امام را پيش از آنكه به نزد وى ببرند براى سه روز در كاروانسراى گدايان منزل دهند . غافل از آنكه منزلت امام در پيشگاه خدا يابندگان پاك سرشت او بسته به منزلى كه در آن سكنى مىگيرد و يا ثروتى كه دارد نيست ، بلكه بسته به ميزان زهد او در دنيا و اشتياقش بدانچه نزد خداست ، مىباشد . بنابر اين صبر و شكيب او بر اهانتها و آزارها ، آن هم در راه خدا ، جز بر ميزان نزديكى او به خداوند نخواهد افزود .
يكى از پيروان امام هادى عليه السلام به نام صالح بن سعد ، در همان مكان متواضع به خدمت آنحضرت رسيده به وى گفت : فدايت شوم ! اينان خواستهاند نور تو را خاموش سازند و تو را در ميان مردم رسوا كنند و براى همين در اين جاى ناپسند فرودت آوردهاند . لكن امام عليه السلام يكى از كرامات خويش را به وى نماياند و آنگاه فرمود :
« هر جا كه باشيم اين براى ما مهيّاست ما در سراى گدايان نيستيم » . « 2 »
به نظر مىرسد كه آنحضرت در مدّت اقامت خود در سامرّاء رهبرى خط مكتبى را ، به راههاى مختلف در دست داشته و از سكونت در اين شهر ناخشنود نبوده است چنان كه مىفرمايد :
« مرا بر خلاف ميلم به سُرّمن راى آوردند و اگر مرا از اينجا اخراج كنند باز هم به رغم ميل من است . راوى گويد : پرسيدم چرا ؟ فرمود : چون هواى اين شهر
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 301 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 133 .