همانا مردم دو دستهاند : يكى بهتر و با تقواتر از او و ديگر بدتر و پستتر از او . پس چون با بدتر و پستتر از خود ديدار كند ، گويد : شايد خوبى اين مرد پنهان باشد اين براى او بهتر باشد و خوبى من نمايان است و اين براى من بدتر است و چون به كسى كه بهتر و با تقوا تر از اوست بر خورد كند براى او فروتنى كند تا بد و ملحق شود پس چون چنين كند ، بزرگىاش فزونى گيرد و خوبىاش بهتر شود و يادش نكو گردد و بر اهل زمانه سرورى يابد . » « 1 »
آنحضرت اشعارى ميخواند كه شايد سرودهء خود ايشان باشد . « 2 »
اذا كان دونى من بليت بجهله * ابيت لنفسى ان اقابل بالجهل « 3 »
و ان كان مثلى فى محلى من النهى * اخذت بحلمى كىاجل عن المثل « 4 »
و ان كنتادنى منه فىالفضل والحجى * عرفت له حق التقدّم و الفضل « 5 »
و نيز سروده است : « 6 »
انك في دنيا لها مُدّة * يقبل فيها عمل العامل « 7 »
امّا ترى الموت محيط بها * يصلب فيها امل الآمل « 8 »
هامش
( 1 ) - فى رحاب ائمّة اهل البيت - سيرة حضرت امام رضا عليه السلام ، ص 147 .
( 2 ) - همان مأخذ ، ص 150 .
( 3 ) - هرگاه كسى پستتر از من باشد و من به نادانى او مبتلا باشم خود را از مقابله با نادانى او منع مىكنم .
( 4 ) - و اگر كسى از نظر عقل و خرد با من برابر باشد در برخورد با او حلم را پيشه خود مىسازم تا از همانند خود برترى گيرم .
( 5 ) - و اگر من در فضل و خرد از او پايينتر باشم براى او حق تقدم و فضيلت قايل مىشوم .
( 6 ) - همان مأخذ .
( 7 ) - تو در دنيايى هستى كه آن را سر آمدى است و كردار عمل كننده در اين مدّت پذيرفته مىشود .
( 8 ) - آيا مرگ را نمىبينى كه اين دنيا را احاطه كرده است و آرزوى آرزومندان را در آن به چهار ميخ مىكشد .