و آميزش كرد و نطفه جدّم بسته شد .
و در شبى كه نطفهء پدرم در آن به هم رسيد ، كسى نزد جدّم در آمد و او را نوشانيد همچنان كه جدّ پدرم را نوشانيده بود و سپس وى را دستور آميزش داد و او خوشحال و شادمان برخاست و نطفه پدرم بسته شد .
شبى كه نطفهء من در آن به وجود آمد ، كسى نزد پدرم در آمد و او را نوشانيد و به دو دستور آميزش داد چنان كه به ديگران دستور داده بود . پدرم خوشحال و شادمان برخاست و نطفهء من در آن شب بسته شد .
شبى كه نطفهء اين پسرم ( امام موسى عليه السلام ) پديد آمد كسى نزد من بيامد همچنان كه نزد جدّ پدرم و جدّ خودم در آمده بود و مرا نوشانيد چنان كه آنان را نوشانيده بود . من خوشحال و شادمان با آگاهى از آنچه خداوند به من ارزانى فرموده بود ، برخاستم و نطفهء اين نوزاد بسته شد . پس به دو تمسّك كنيد كه به خدا او پس از من صاحب الأمر شماست » . « 1 »
همين كه امام به مدينه بازگشت ، سه روز به مردم طعام داد و مردم خبر ولادت اين نوزاد فرخنده را به يكديگر نويد دادند .
پدر و مادر امام كاظم
پدرش : پيشواى هدايت ، ابو عبداللَّه جعفر بن محمّد عليه السلام ملقب به صادق بود .
مادرش : حميدهء بربريه كه شايد از مردم اندلس و يا از مردم مغرب بوده است . لقب اين زن بزرگوار « حميدهء مصفّاة » بود .
حميده يكى از زنان با فضيلت به شمار مىآمد ، زيرا به كار مهّم نشر رسالت
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 48 ، ص 2 .