تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
گفت : به من بگو كدام وقت است كه نه آن را جزو اوقات شب محسوب مىكنند و نه جزو اوقات روز ؟ پدرم به او پاسخ داد : اين همان ساعت ميان طلوع فجر تا طلوع آفتاب است كه دردمند در آن آرام مىيابد و شب زنده دار در آن مىخوابد و بى هوش در آن بهبود مىيابد . خداوند اين ساعت را در دنيا براى راغبان ، رغبت و در آخرت براى كسانى كه براى آخرت فعاليت مىكردند دليل روشن ، و براى متكبران جاحد كه آخرت را ترك كرده‌اند حجتى بالغ قرار داده است . امام صادق عليه السلام فرمود : دانشمند نصرانى از شنيدن اين پاسخ فريادى كشيد و آنگاه گفت : تنها يك پرسش باقى مانده است : به خدا از تو سؤالى مىكنم كه هرگز نتوانى براى آن پاسخى بيابى . پدرم به او گفت : بپرس كه سوگندت را خواهى شكست . مرد پرسيد : به من بگو از دو نوزادى كه هر دو يك روز به دنيا آمده و در يك روز هم از دنيا رفته‌اند ، امّا يكى از آنها پنجاه سال و ديگرى صد و پنجاه سال در دنيا زندگى كرد ؟ پدرم گفت : آن دو عزير و عزيره بودند كه در يك روز به دنيا آمدند و چون به سن مردان ، بيست و پنج سالگى ، رسيدند ، عزير در حالى كه بر دراز گوشش سوار بود به قريه‌اى در انطاكيه ، كه ويران شده بود ، گذشت و گفت : خداوند مردم اين قريه را پس از مرگ چگونه زنده خواهد ساخت ؟ ! پيش از اين خداوند عزير را به پيامبرى برگزيده و هدايتش كرده بود ، امّا همين كه وى اين سخن را گفت ، خداوند بر او خشم گرفت و يك صد سال وى را ميراند كه چرا اين سخن را گفته است . سپس او را عينا با همان دراز گوش و خوراكى كه همراه داشت زنده كرد . عزير به خانه‌اش بازگشت . عزيره برادرش او را نشناخت عزير از وى تقاضا كرد كه به عنوان ميهمان پذيرايش شود و عزيره نيز پذيرفت . فرزندان
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 574 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي