گزين كه خود شاهد بودم كه چون آل ابو سفيان در اين كار ولع نشان دادند ، جز اندكى بر سرير پادشاهى درنگ نكردند . و السلام .
امام صادق فرمود : عبد الملك اين نامه را نهانى به حجاج فرستاد و خبر اين نامه در همان ساعتى كه نوشته و به سوى حجاج فرستاده بود به على بن الحسين رسيد . به او گفته شد كه عبد الملك نامهاى چنين و چنان به حجاج نوشته است و خداوند از اين بابت او را سپاس نهاده و فرمانروايىاش را استوار ساخته و بر مدّت آن بيفزوده است امام صادق فرمود : آنگاه على بن الحسين نامهاى چنين نگاشت :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به عبد الملك بن مروان امير المؤمنين از على بن الحسين . امّا بعد ، همانا تو در فلان روز و فلان ساعت از فلان ماه نامهاى چنين و چنان نگاشتهاى . و رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا از اين نامه آگاه كرد و خداوند اين كار تو را سپاس نهاد و پايههاى فرمانروايىات را استوار نمود و بر مدّت آن افزود .
سپس نامه را پيچيد و بر آن مهر نهاد و به غلامش سپرد كه بر اشترش بنشيند و به محض آنكه عبد الملك را ديد اين نامه را به وى تسليم كند . چون غلام به دربار عبد الملك رسيد نامه را تسليم وى كرد . وقتى عبد الملك نامه را گشود و به تاريخ آن نظر كرد ، ديد درست همان تاريخى است كه در آن به حجاج نامه نگاشته . بنابر اين در صداقت على بن الحسين عليهما السلام ترديد نكرد و بسيار شادمان شد و به پاداش آنكه اين نامه شادمانش كرده بود ، به سنگينى شتر آنحضرت ، براى وى درهم فرستاد » « 1 »
2 - يكى ديگر از كرامتهاى آنحضرت در ارتباط با ابو خالد كابلى است كه
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 46 ، ص 44 .