تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
مسأله‌اى كه در دل رسول خدا صلى الله عليه و آله خلجان مىكرد ، عاطفه‌اى انسانى يا تمايلى بشرى نبود تا او را به حفظ نام و نشانش در خاندانش تحريك كند . بلكه اين مسأله پيامبرى بود كه خداوند او را برگزيده و با علم به عزم و اراده ، راستى و ايمانش او را انتخاب كرده بود . مسألهء كسى بود كه مسئووليتى بر دوش داشت كه كوههاى سترگ و آسمانها و زمين تاب برداشتن آن را نداشتند . مسئوليّت او رساندن پيام مكتب به گوش همهء جهانيان بود . امام حسين عليه السلام نيز فقط پسر او نبود بلكه او مقتدا و پيشواى كسانى بود كه پس از وى بيم دهنده آنان بود . بنابر اين خبر كشته شدن وى طبعاً خبر نبرد حق با باطل و راست با دروغ و عدالت با ظلم و . . . به شمار مىآمد . از اين رو پيامبر صلى الله عليه و آله بر اين مولود مىگريست كه واقعاً سزاوار گريستن هم بود . جشن تولد عجيبى در خانه رسالت بر پا بود . شادمانى با اشك و خنده با اندوه و درد توأم بود . آرى كه جشن صالحان همواره ميان ترس و اميد ، خنده و گريه جريان مىيابد . اينك اندكى گوش فرا دهيم و بشنويم كه آيا كروبيان نيز در جشن ساكنان اين كانون گرم و ساده نيز شركت دارند يا نه ؟ آرى اينك نجوايى آهسته مىشنويم كه اندك اندك نزديك مىشود . گويى اين نجواى كروبيان است . آنان فضاى خانه را از عطر حضور خود در آكنده‌اند . جبرئيل عليه السلام پيش مىآيد و مىگويد : اى محمّد ! خداوند تو را سلام مىرساند و مىفرمايد : على براى تو به منزلهء هارون است براى موسى . جز آنكه پيامبرى پس از تو نيست . پس اين فرزندت را به نام پسر هارون بخوان . پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد : فرزند هارون چه نام داشت ؟ جبرئيل پاسخ مىدهد : شبير .
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 392 | شريعت / السيد محمد تقي المدرسي