متحمل شدند . زيرا محاصرهء اقتصادى و اجتماعى بنى هاشم در نهايت به مرگ خديجه همسر پيامبر ، و ابوطالب عمو و كفيل آنحضرت انجاميد .
خديجه ، در همهء دردها و آرزوهاى پيامبر شريك آنحضرت بود و پيامبر را در برابر آزار و اذيتهايى كه از مردم متحمل مىشد ، تسلّى مىبخشيد و آنحضرت را در برابر دسيسههاى قريش ياورى مىكرد . ابوطالب نيز حامى پيامبر بود و سدّى بزرگ در ميان او و قريش ايجاد كرده بود .
ابوطالب سرور قريش و بزرگ بنى هاشم بود . از نظر منطق نظام اجتماعى آن روز ، حق مشروع وى بود كه از پيامبر دفاع كند ، چراكه وى پيامبر را به مثابهء فرزند خود مىدانست .
در اين نظام انسان مىتواند ، از هر راه و در همهء احوال از فرزندش دفاع كند ، حتى اگر فرزندش از طريقهء مردم آن ديار و دينشان به دور باشد .
مرگ ابوطالب و خديجه درنظر پيامبر مانند ويران شدن دژى استوار بود كه بر دو پايه محكم قرار داشت . از اين رو ، اين سال را به نام « عام الحزن » ( سال اندوه ) نامگذارى كردند . زيرا پيامبر در اين سال به خاطر مرگ دو پشتيبان و مدافع بزرگ رسالتش ، شديداً متأثر و اندوهگين شد . اين حادثه در بين سالهاى هفتم و هشتم بعثت به وقوع پيوست .
هجرت به حبشه
پس از مرگ ابوطالب ، پيامبر صلى الله عليه و آله با بحرانهاى سختى روبهرو شد . قريش همه نيروى خود را براى نابود كردن مسلمانان و از ميان بردن نهضت اسلامى به كار گرفت و فشارهاى سختى بر مسلمانان وارد آورد . آزارهاى فراوانى بر پيامبر روا داشت . چند بار نيز كمر به قتل پيامبر بست امّا خداوند از اجراى نقشهء آنان جلوگيرى مىكرد . پيامبر دربارهء بحرانهايى كه گريبانگير او و مسلمانان شده بود ،
هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 30
مساهمون: شريعت
ص٣٠