تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هدايتگران راه نور ، زندگينامه چهارده معصوم (ع) (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
پيامبر صلى الله عليه و آله به اتاق فاطمه رفت . فاطمه برخاست و رداى پيامبر را ستاند و كفشهايش را به در آورد و آب وضو براى آن‌حضرت مهيّا كرد و به دست خويش پاهايش را شُست و آنگاه بر جاى خود نشست ، پيامبر به او فرمود : اى فاطمه ؟ پاسخ داد : بلى چه فرمايشى دارى اى رسول خدا ؟ پيامبر فرمود : على بن ابى طالب كسى است كه تو به خوبى از قرابت و فضيلت و اسلام او آگاهى دارى و من نيز از خداوند خواسته‌ام كه تو را به همسرى بهترين و محبوبترين خلقش درآورد . او از تو خواستگارى كرده است . در اين باره چه نظرى دارى ؟ فاطمه خاموش ماند امّا چهره‌اش را برنگرداند و رسول خدا نيز در سيمايش نشان ناخرسندى نديد . پس برخاست و گفت : اللَّه اكبر . سكوت او دليل بر موافقت اوست . پس جبرئيل عليه السلام به نزد آن‌حضرت آمد و گفت : اى محمّد ، فاطمه را به همسرى على بن ابى طالب ده كه خداوند او را براى على بن ابى طالب پسنديده و على را نيز براى فاطمه . على فرمود : آنگاه پيامبر فاطمه را به‌ازدواج من درآورد . و نزد من آمد و دستم را گرفت و فرمود : « برخيز به نام خدا و بگو : عَلى بَرَكِةِ اللَّهِ وَما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ » . آنگاه مرا آورد و در كنار فاطمه نشانيد و فرمود : « خدايا اين دو محبوبترين خلقِ تو در نزد منند پس آنان را دوست بدار و به فرزندانشان بركت ده و از سوى خود نگاهبانى برايشان بگمار و من اين دو و فرزندانشان را از شر شيطان رانده شده ، در پناه تو مىگيرم » « 1 » .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 43 ، ص 31 .