شده است . بر او سلام گفتم و او پاسخم داد . سپس مرا به نشستن فرمان داد و آنگاه پرسيد : صقر چرا اينجا آمدى ؟ گفتم : آمدم تا از حال و اوضاع شما جويا شوم . صقر گويد : آنگاه به قبر نگريستم . امام عليه السلام رو به من كرد و فرمود : صقر ! نگران نباش آنها اكنون به ما سوء قصدى ندارند . گفتم :
الحمد للَّه . « 1 »
3 - ابو عبداللَّه زيادى گويد : چون متوكّل مسموم شد ، نذر كرد كه اگر خدا او را عافيت بخشد ، مال كثيرى به صدقه دهد . وقتى متوكّل سلامت خود را به دست آورد ميان فقها در مورد مصداق و مقدار « مال كثير » اختلاف شد . حسن ، حاجب متوكّل ، به وى گفت : اميرالمؤمنين ! اگر رأى صواب را براى شما آورم ، مرا چه پاداشى در نزد شماست ؟ متوكّل گفت : ده هزار درهم و گرنه صد تازيانه بر تو خواهم زد . حسن گفت :
مىپذيرم . آنگاه نزد امام هادى عليه السلام رفت ، از وى در بارهء مصداق مال كثير سؤال كرد . امام به او پاسخ داد : به متوكّل بگو بايد هشتاد درهم صدقه دهد . متوكّل پرسيد : به چه علّت ؟ حسن نزد امام رفت و از علّت اين حكم جويا شد . امام فرمود : چون خداى تعالى به پيامبرش فرمود : ( لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ ) « 2 » .
شمار مواطنى كه خداوند ، پيامبر را يارى داده به هشتاد مىرسد .
حسن با شنيدن اين پاسخ نزد متوكّل آمد و او را از جواب امام آگاه
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 194 .
( 2 ) - سورهء توبه ، آيهء 25 .