و استنزلوا بعد عز من معاقلهم * و اسكنوا حفرا يابئسما نزلوا « 1 »
ناداهم صارخ من بعد دفنهم * اين الأساور و التيجان و الحلل « 2 »
اين الوجوه التى كانت منعمة * من دونها تضرب الأستار والكلل « 3 »
فافصح القبر عنهم حين ساءلهم * تلك الوجوه عليها الدود تنتقل « 4 »
قد طال ما اكلوا دهراً و ما شربوا * و اصبحوا اليوم بعدالأكلقد اكلوا « 5 »
متوكّل از شنيدن اين ابيات چنان گريست كه محاسنش به آب ديدگانش تَر شد ، حاضران نيز . گريستند . آنگاه چهار هزار دينار به امام هادى عليه السلام داد و او را در كمال احترام به خانهاش باز گرداند . « 6 »
بنابر آنچه كه در منابع تاريخى مىخوانيم بسيارى از نزديكان و محرمان اسرار خليفه ، پيرو امام هادى بودند . البته ممكن است اين پيروى حقيقى بوده و يا به اين خاطر بوده است كه شيعه را وزنهاى سياسى مىدانستند . به عنوان نمونه فتح بن خاقان كه يكى از بزرگترين وزيران
هامش
( 1 ) - پس از دورهاى از عزّت و سر فرازى از دژهايشان پايين كشيده شدند و در گودالى مسكن گرفتند اى واى كه درچه جاى بدى فرود آمدند !
( 2 ) - بانگ دهندهاى پس از دفن آنها فرياد زد : كجا رفت آن دستبندها و تاجها وجامههاى فاخر ابريشمين ؟
( 3 ) - كجا شد آن چهرههاى به ناز پرورده كه در برابر آنها پردهها مىزدند و سايبانها ؟
( 4 ) - پس قبر ، چهره آنان را نشان دهد هنگامى كه بدشان آيد : اين است چهرههايى كه كرمها ( براى خوردن آنها ) بر روى چهرهشان رفت و آمد مىكنند .
( 5 ) - دير زمانى كامرانى و عيش و نوش كردند و امروز چنان شدهاند كه پس از آن همه خوردن و كامروايى كردن ، خورده مىشوند .
( 6 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 211 - 212 .