مخالفان قرار گذاشتند يحيى بن اكثم را براى مناظره با امام جواد و پرسش از مسائل پيچيدهء فقهى برگزينند . يحيى در آن هنگام قاضى القضات ديار اسلامى بود .
موعد مقرّر فرا رسيد . امام جواد آمد و يحيى بن اكثم نيز حاضر شد و رو به روى امام نشست . مأمون در كنار امام نشسته بود و بر مجلس اشراف داشت . ابن اكثم به خليفه نگريست و گفت :
آيا اميرالمؤمنين اجازه ميفرمايد پرسشى كنم ؟ مأمون به او رخصت داد . يحيى به امام روى كرد و گفت : فدايت شوم آيا اجازه مىدهى سؤالى كنم ؟ ابو جعفر عليه السلام فرمود : هر چه مىخواهى بپرس .
يحيى پرسيد : فدايت شوم ، چه مىفرمايى در بارهء شخصى كه در حال احرام شكارى كشته است ؟
امام پرسيد :
آيا اين شخص ، شكار را در حل كشته يا در حرم ؟
عالم بوده يا جاهل ؟
عمداً آن را كشته يا به خطا ؟
آن شخص آزاد بوده يابنده ؟
صغير بوده يا كبير ؟
نخستين صيد او بوده يا صيد كردن تكرارى ؟
آن صيد از دستهء پرندگان بوده يا غير آن ؟
از پرندههاى كوچك بوده يا بزرگ ؟
هدايتگران راه نور ، زندگاني جواد الائمه حضرت محمد بن على (ع) (فارسى) — صفحة 31
مساهمون: شريعت
ص٣١