كرده است ؟
عبداللَّه پاسخ داد : دست او را قطع و به روى حد جارى مىكنند .
امام از شنيدن اين پاسخ در خشم شد و فرمود : عمو ! از خدا بترس ، از خدا بترس ! كار بس دشوارى است كه در روز قيامت به خاطر فتوا در بارهء امورى كه از آنها نا آگاه بودهاى در پيشگاه خداى عزّ و جل بايستى .
عمويش گفت : سرورم ! مگر پدرت چنين نفرموده بود ؟ امام پاسخ داد : از پدرم در بارهء مردى كه قبر زنى را نبش و با او زنا كرده بود سؤال شد و او پاسخ فرمود : به خاطر آنكه قبر را نبش كرده دستش را قطع مىكنند و بر او حد زنا جارى مىكنند . زيرا احترام مرده همچون احترام زنده است . عبداللَّه گفت : درست گفتى سرورم ! من از خدا طلب آمرزش مىكنم . مردم متعجّب شدند و از امام جواد پرسيدند : اى سرور ! آيا اجازه مىدهى پرسشهاى خود را از شما بپرسيم ؟
امام عليه السلام فرمود : آرى .
در يك مجلساز آنحضرت سى هزار مسأله پرسيدند واو همه را پاسخ گفت . اين در حالى بود كه امام جواد در آن هنگام تنها 9 سال داشت . « 1 »
هامش
( 1 ) - احتمال ديگر آن است كه آنحضرت در آن هنگام 8 ساله بوده است ، چنان كه در برخى از احاديث بدين نكته اشاره شده و از اين حديث نيز معلوم مىشود كه شيعيان ، پس از وفات امام رضا عليه السلام در ايام حج در مدينه گرد آمده بودند . امام جواد عليه السلام به هنگام وفات پدرش هفت سال داشت و چون هفت ماه از اين تاريخ سپرى مىشود ، ماه رمضان فرا مىرسد و امام جواد وارد هشتمين سال زندگى خود مىشود و اين مجلس پرسش و پاسخ در اين سن و سال برگزار شده است . از ل لا طرفى ممكن است پرسشهايى كه از امام مىكردند درروزهاى متعدّد ، با وجود وحدت مجلس ، بوده باشد در اين صورت مجلس آنحضرت به كنفرانسهايى شبيه است كه چند روز پى درپى ادامه مىيابد و تنها به هنگام غذا خوردن واستراحت كردن ، تعطيل مىشود . ( مؤلف )