پدرش معارف و آداب الهى را به دو آموخت . بدينسان پايههاى حسب با شرف گوهر جمع آمدند وموهبتها چونان سپيدهء تابان صبح ، در وى درخشيدن گرفتند .
مشيّت خداوند بر اين تعلّق گرفته بود كه اين كودك در سنين طفوليّت به مقام سيادت و امامت برسد .
سبق الدهر كلّه فى صباه * ومشى الدهر خادماً من ورائه « 1 »
پنج سال از عمر او سپرى شده بود كه فرستادگان مأمون عبّاسى به مدينه آمدند و پدر بزرگوارش امام رضا را ، تشويق كردند كه به پايتخت جديد كشور اسلامى يعنى خراسان ، هجرت كند و ولى عهد مأمون شود .
اين دعوت پس از حادثهء كشته شدن امين به دست برادرش مأمون صورت گرفت حال آنكه شرايط حاكم بر آن برهه ، چندان مساعد نبود كه امام مدينه را ترك گويد و به سمت پايتخت جديد مسلمانان خراسان روانه شود . زيرا جنگى كه ميان دو برادر عبّاسى ، امين و مأمون برپا شد نيروى مسلمانان را فرسوده كرد . حتّى انقلاب خراسان بر دوش شيعيان آنجا قرار داشت كه در آغاز و در انقلاب نخست عبّاسيها بر ضدّ نظام اموى به كار گرفته شدند . امّا در مرحلهء بعد و با انحراف رهبران ، انقلاب آنها نيز به سرقت رفت و تمام تلاشها و كوششهايشان بى نتيجه ماند .
هامش
( 1 ) - در زمان طفوليّت خويش از تمام روزگار پيشى گرفت و روزگار در حالى كه خدمتكار او بود از پىاش روان شد .